الشيخ حسين المظاهري

37

مقايسه اى بين سيستمهاى اقتصادى ( فارسى )

1 - بىنيازى از كارگر كه قسمت مهمى از بيكاريها از آن سرچشمه گرفت و بخش عمده‌يى از كارگران را به فقر كشاند و ناچار شدند با توليد بسيار به حقوق كم و دلخواه كارفرما بسازند ، و ارزش اضافى كه در مكتب سرمايه‌دارى به كارفرما اختصاص دارد شكاف طبقاتى را در پى داشت و اين خود موجب عقده‌ها ، اختلافها ، مبارزه‌ها ، و مكتب‌سازيهايى شد . 2 - ارزش اضافى موجب تراكم سرمايه شد ، و تراكم سرمايه باعث سقوط بسيارى از سرمايه‌داران جزء گرديد ، زيرا رقابت و عرضه‌ى جنس بهتر با قيمت ارزانتر از طرف سرمايه‌داران بزرگ ، سرمايه‌داران جزء را از هستى ساقط كرد و ديگر نتوانستند به كار خود ادامه دهند ، در نتيجه بر بيكاران افزوده شد و كالا به انحصار افرادى معدود درآمد و مصيبتها بيشتر شد و اجحاف به كارگر و سرمايه‌دار جزء و مصرف‌كننده شدّت گرفت ، و معلوم است وقتى كالاا در انحصار عدّه‌يى مثل صهيونيستها قرار گيرد چه فجايعى ببار مىآورد . صهيونيسم كه جهان را از آن خود مىداند و معتقد است بهر وسيله حتى به قيمت نابودى دو ثلث مردم جهان بايد به اين هدف برسد و مىخواهد جهان را در اختيار خود داشته و مردم تابع و بنده‌ى فرمان او باشند اگر اجناس را در انحصار خود ببينند روشن است چه مىكند . سرانجام كالاها در انحصار يك عدّه پول‌پرست و رياست‌طلب و بىوجدان و خودخواه قرار گرفت و جهان به لجن كشيده شد ، نه تنهاكارگر مظلوم و حقش پايمال شد و نه فقط سرمايه‌دار جزء از هستى ساقط گرديد كه مصرف‌كنندگان نيز به اجحاف و زندگى اقساطى و خود گم‌كردگى و بردگى مبتلا شدند . 3 - چون ماشين كالا را بيش از ميزان تقاضا عرضه مىكرد ، سرمايه‌دارى غرب براى حفظ توازن عرضه و تقاضا و تأمين بازار و نيز براى تهيه مواد اوليه به كشورهاى ضعيف چنگ انداخت و استثمار را در همه‌ى ابعاد گسترش داد و وقاحت را بدانجا رساند كه همه‌چيز ملتّهاى